تعداد بازديد: 356
هر انسانی خود را در شرایط گوناگون در وضع خاصی می بیند. گاه بسیار کامیاب و زمانی شکست خورده و ناکام، زمانی خوشحال و دیگر بار غمگین، گاه می گوید نمی دانم چه نیرویی در درون من است که احساس می کنم می توانم تا آن سوی دنیا بدوم و زمانی می گوید حال برخاستن از جای خود را ندارم. این احساس در همه حال وجود دارد. زمانی که با خویشتن خویش تنهاییم، وقتی که با دوستان و نزدیکان خویش هستیم و آن گاه که در مقابل سازمان، جمع و جامعه ایم، در همه ی این احوال به خود می اندیشیم و به طریقی خود را محور اصلی و در مرکز تفکر قرار می دهیم.
شناخت خود و خودآگاهی در ارتباطات از اهمیت ویژه ای برخوردار است، به طوری که در بین مجموعه اموری که آشنایی با آن ها در روند کمال یابی انسان مؤثر و مهم تلقی می شود، هیچ امری به اندازه  شناخت خود انسان و ویژگی های وجودی او اهمیت ندارد. امام علی (ع) می فرماید: «بهترین شناخت ها آن است که انسان خود را بشناسد». و نظر قرآن نیز اینگونه است که انسان همه کمالات را بالقوه دارد و باید آنها را به فعلیت برساند و این خود اوست که باید سازنده و معمار خویش باشد. ولی متأسفانه بیشتر افراد از توانایی های خود
بی خبرند و نمی دانند از چه توانایی بالایی برخوردارند. آنان احساسات و عواطف خود را ناچیز گرفته و آنها را در برخی موارد در حداقل اقتدار تصور می کنند.
« از ظریفی پرسیدند: آیا در خانه ی خود چاه دارید؟ گفت: آری داریم ولی هنوز نکنده ایم.» یعنی همه ی ما استعداد داشته ولی گاه هیچ بهره ای از آن نمی گیریم.
به هر حال در مقوله ارتباطات چه خوب است که ما ابتدا با خود ارتباط برقرار کرده که این خود به حل مشکلات و تعارضات درونی و شناخت بیشتر فرد از خود و به تبع آن شناخت خداوند خواهد  انجامید و این مصداق حدیث معروفی است که می فرماید:   «من عرف نفسه فقد عرف ربه»
ای  نسخه ی  اسرار الهی  که تویی           
               وی آینه ی جمال شاهی که تویی
                                    بیرون ز تو نیست آنچه در عالم هست    
                       از خود بطلب هرآنچه خواهی که تویی



بازديد امروز:92
بازديد ديروز: 275
بازديد از ابتدا:65993