تعداد بازديد: 1188
مقاله
ما در اثر تجربیات­مان، باورهایی در خصوص خودمان پیدا کرده­ایم. این که آیا این باورها در اصل واقعیت دارند یا نه مهم نیستند زیرا اگر ما آنها را درست بپنداریم، آن­ها برای ما واقعی خواهند بود. اگر ما کلام خودمان را با مداومت کافی تکرار کنیم، آن کلام درعالم قانون خواهد شد. باورهایتان چه مبتنی بر واقعیت باشند و چه نباشند، اگر آنها را پذیرفته باشید، زندگی تان بر اساس آن ادامه خواهد یافت.
هنگامی که ایده­ای را بپذیریم، زمان فعال شدن آن ایده فرا رسیده است و چیزی نمی تواند آن را متوقف کند. اگر این ایده که چیزی به نام محدودیت وجود ندارد را پذیرفته باشیم، زمان بوقوع پیوستن این ایده فرا رسیده است. نمی توانیم کاری در خصوص آن انجام دهیم مگر اینکه ذهن­مان را تغییر دهیم. اگر دانه­ای را بکارید، رشد خواهد کرد. اگر این دانه، بذر گوجه فرنگی باشد، محصول آن گوجه فرنگی خواهد بود. گوجه­فرنگی در میانه راه نظر خود را عوض نخواهد کرد و مثلاً با در نظر گرفتن اینکه خیار برای شما بهتر است به خیار تبدیل نخواهد شد. تازمانی که شما بذر گوجه فرنگی بکارید، خاک به شما گوجه فرنگی خواهد داد حتی اگر به گوجه فرنگی آلرژی داشته باشید.
به باورهایی که شالوده حرکت زندگی تان را تشکیل می دهند نگاه کنید. هر کدام از ما مملو از باورهایی هستیم که طی سالیان متمادی در خود انباشته ایم- نگرشها، عقاید، نظرات و مفاهیم شرطی شده. ما آنچنان از این دانسته ها پر شده ایم که هنگامی که به چالش کشیده می شوند پاهایمان را به زمین کوفته و اغلب لجوجانه در دل می گوییم :" نمی خواهم چیز دیگری بشنوم! چگونه جرات می کنی سعی در تغییر آنها نمایی؟ اینها قواعدی هستند که من کل زندگی ام را بر روی آنها بنا نهاده ام. حالا تو به من می گویی که ممکن است اشتباه کرده باشم؟ نمی خواهم چیزی در این مورد بشنوم!"
پس می بینیم که همه ما با مجموعه هایی از افکار زندگی می کنیم که شامل قضاوت در باره خودمان، افرادی که از آنها خوشمان یا بدمان می آید و نیز هر چیز دیگر می گردد. بسیاری از چیزهایی که به آنها باور داریم- یعنی تجربیاتی که از گذشته بر جای مانده اند، گروهبندی های مختلف مردم وافراد- واقعی نیستند ولی به واسطه نیاز به بقاء به گونه ای واقعی تصور شده اند. بدلیل این که اراده به بقاء و تمایل به قطعیت در وجود ما بسیار قوی هستند، در زندگی شروع به ایجاد قاعده می کنیم و این قواعد تبدیل به باورها می شوند. متاسفانه این باورها در عین حال می توانند تبدیل به محدودیت شوند.
از باورهای غلط دل بکنیم
واقعیت آن است که میزان موفقیت ما بستگی به میزان تمایل مان به دور ریختن باورهای غلط مان دارد. اگر بیماری، شکست، یا فقدان چیزهای مورد نیازمان را حس می کنیم، این به دلیل محدودیتهایی است که ذهن ما دچارشان است. مسئاله درد آور این جاست که با این که می دانیم در برخی زمینه ها زندگی مان موفقیت آمیز نیست با این حال باز هم از تغییر هراسانیم. خودمان را در چهار دیواری آرامش۱ مان زندانی کرده ایم و برای مان مهم نیست که این چهار دیواری تا چه حد مخرب باشد؛ در حالی که تنها راه خروج از این چهار دیواری و آزاد شدن از مسایل و محدودیتهایمان، نا آرام بودن است. به عبارت دیگر، تجربه کردن آزادی و رهایی نسبت مستقیم با میزان حقیقتی دارد که حاضریم بپذیریم بدون اینکه از آن فرار کنیم.
باید دیگر خودمان را گول نزنیم، دیگران را مقصر ندانیم و دیگر از تصمیماتی که نتایج شان برای مان قابل قبول نیست دوری نکنیم بلکه با این حقیقت روبرو شویم که ممکن است حامل باورهای غیر سودمند- که علت اصلی وقایع زندگی ما هستند - بوده باشیم. این کار به معنای حرکت از تفکر منفی به تفکر مثبت نیست بلکه به منزله حرکت به سمت "تفکر درست" است. تفکر درست یعنی حرکت به سمت دانستن حقیقت مطلق در باره اینکه ما که هستیم و رابطه مان با زندگی چیست.
تفکر درست که ریشه در حقیقت -و نه وهم- دارد، مبنایی است که استحکام هر نوع تفکر دیگر را تعیین می کند. تفکر منفی و تفکر مثبت هر دو از صافی باورهای ما عبور می کنند ولی تفکر صحیح از آگاهی به حقیقت یا واقعیت مربوط به هر وضعیت شکل می گیرد.
آگاهی بر حقیقت، آزادی به همراه می آورد
همواره در صدد فهم حقیقت مربوط به هر وضعیتی که درگیر آن هستید باشید. به پس باورهای خود بنگرید و از خود والای تان بپرسید: " حقیقت نهفته در این چیست؟" اگر آمادگی شنیدن داشته باشید خود والای شما همواره حقیقت را به شما عیان خواهد ساخت. هنگامی که بر اساس حقیقت عمل می کنید، در وضعیت تفکر درست هستید. این نوع تفکر جنبه مثبت یا منفی نداشته و صرفاً به معنای آن است که شما خودتان باشید. و هنگامی که شما خودتان هستید یعنی هنگامی که به خود والایتان اجازه می دهید حقیقت را بر شما آشکار کند، هر مشکلی که شما درگیرش باشید خود به خود بطور کامل حل می شود. اگرچه ممکن است کمی جادویی بنظر برسد ولی این همان قانون علت و معلول در عمل است.

نقطه شروع موفقیت
هدف کلیه معلمان و انبیاء بزرگ از ابتدای زمان، آگاه کردن ما به این امر بوده است که واقعیت ما به دست خود ما ساخته می شود. مهمتر اینکه، ما مسئول خوبی، بدی و زشتی که در زندگی ما اتفاق می افتد هستیم.اگر بر این باور باشیم که کس دیگری باعث مشکلات ما است، همواره در بیرون از وجودمان به دنبال راه حل خواهیم گشت. به منظور یافتن پاسخ هایی حقیقی برای مسائل مان لازم است نگاهی نو به خودمان آغاز کنیم. دنیای بیرونی، از بسیاری جهات انعکاسی از دنیای درون ماست و ما باید این را درک کنیم. یقیناً افراد بسیاری را می توان دید که دچار مشکلات زیادی هستند و در عین حال کمترین توجهی به این واقعیت ندارند. در صورتی که همچنان پاسخ مشکل مان را در خارج از درونمان جستجو کنیم هرقدر هم که عزم، اراده، و انگیزه داشته باشیم نخواهیم توانست مساله مان را حل کنیم.
قانون جذب
هرچیزی که بر سر راه ما قرار می گیرد بر اساس بنیادی ترین قانون فیزیک است و آن اینکه: پدیده های متجانس یکدیگر را جذب می کنند! به این اصل قانون جذب می گویند. قانون جذب به مانند کلیه قوانین طبیعی با دقتی ریاضی عمل می کند. این قانون غیر سوگیرانه و غیر شخصی است یعنی اینکه همیشه چه بخواهیم و چه نخواهیم عمل می کند. درست مانند قانون کشش زمین. قبل از اینکه قانون کشش زمین کشف شود هیچ کس از آن مطلع نبود ولی در عین حال همه تحت تاثیر آن قرار داشتند. چنین چیزی در خصوص قانون جذب نیز صادق است. اغلب مردم از مکانیزمهای کارکرد آن بی اطلاع اند ولی در عمل تحت تاثیر آن قرار دارند.
ممکن است تا کنون این نکته را کشف نکرده باشید ولی هر آنچه در زندگی تان تجربه می کنید درخواست شده، جذب شده و خلق شده توسط شما است. هیچ استثنایی وجود ندارد. اگر زندگی مان آنگونه که می خواهیم پیش نرفته باشد راضی نخواهیم بود و از آنجایی که اغلب ما از آنچه که در زندگی مان انجام داده ایم راضی نیستیم لذا اساتیدی با استعداد در جذب انبوهی از شرایط منفی شده ایم که مایل به داشتنشان نیستیم.
ذهن هرآنچه را که نسبت به آن آشنا یی داشته باشد به خود جذب می کند. یک ذهن ترسو تجارب ترسناکی را به خود جذب می کند. یک ذهن سرگردان، بیشتر اوضاع مبهم و سرگردان به خود جلب می کند. یک ذهن سخاوتمند و غنی؛ غنای بیشتر به خود جذب می کند. به دلیل اینکه آنچه که فکر می کنیم را جذب می نماییم، لازم است از الگوهای تفکر نیمه آگاه مان که زندگی مان را تحت تاثیر خود دارند آگاهی داشته باشیم. (ادامه دارد)
  
(Footnotes)
۱.(Footnotes)
comfort zone




آخرين شماره:
بازديد امروز:221
بازديد ديروز: 336
بازديد از ابتدا:439625