تعداد بازديد: 226
مقاله
شما در آستانه شروع سفری هستید که می تواند زندگیتان را به شکلی اساسی تغییر دهد. در این سفر، من قصد دارم روشی واقعی وعملی به شما نشان دهم تا بتوانید هر آنچه که می خواهید داشته باشید. هر آنچه که در این سفر یاد خواهید گرفت، برمبنای تکنیکهای روانشناختی و متافیزیکی و اصولی برای موفقیت است که گذشت زمان، آنها را از اعتبار ساقط نمی کند.
ولی قطعاً می پرسید: آیا این تکنیکها و اصول، واقعاً در عمل نتیجه بخش است؟ من به این هوشیاری شما ارج می نهم و انتظار ندارم که بگویم بلی و شما هم به سادگی باورکنید. تنها شواهد دال بر اثربخش بودن این تکنیکها و اصول، نتایجی است که تجربه خواهید کرد،  البته در صورتی که آنها را اجرا نمایید. من فقط می توانم آنها را برای شما تبیین کنم ولی هیچ چیز به اندازه به کار بستن آنها و مشاهده نتایجی که از آن به دست می آورید، متقاعد کننده نخواهد بود.
بی شک بسیاری از ما کتابهای خود آموز یا برنامه های شنیداری بسیاری خریده و در سمینارهای متعددی شرکت کرده ایم که فکر می کردیم عملکردمان را بهبود بخشیده و باعث تغییرات مثبت در زندگی مان گردد. حتی پس از گذراندن این برنامه ها و سمینارها، احساس انگیزش بسیار نموده ایم به گونه ای که تغییراتی نیز به طور موقت در
زندگی مان مشاهده کرده ایم؛ غافل از اینکه پس از مدت کوتاهی، خود را دو باره سر جای اول مان یافته ایم!
چرا؟ برای اینکه آنها به ما نشان ندادند که چگونه می توان تغییرات پایدار به وجود آورد. راهکارهایی که در اینگونه برنامه ها ارائه می شوند به مانند روکشی از خامه هستند که بر روی یک کیک سوخته گذاشته شده است. مهم نیست که روکش خامه ای چقدر زیبا به نظر می رسد، مهم این واقعیت است که ما مجبوریم با آنچه که در زیر آن است مواجه شویم. در این مثال، روکش خامه ای تفکر مثبت است و کیک سوخته نیز همان باورهای ناموفقی است که ما را از کسب نتایج مثبت باز می دارند.
بحث ما، در باره کسب نتایج مثبت است. یعنی اینکه بخواهیم ایده ها و رویاهایمان را به واقعیت تبدیل نماییم. اگر صرفاً به دنبال مطالب الهام بخشی هستید که در آن از کمی هم از چاشنی تفکر مثبت استفاده شده و شماری از موارد تاریخی رنگارنگ نیز برای اثبات ادعا آورده و وقت گرانبهایتان را می گیرد، پس بدانید مطالب حاضر چیزی نیست که به درد شما بخورد. ولی اگر به دنبال یک روش واقعی که شما را به ورای تفکر مثبت راهنمایی کند هستید، در این صورت تکنیکهایی که می خواهم با شما در میان بگذارم دارای ارزش فوق العاده ای برایتان خواهند بود.
از اینکه فرصتی برای به اشتراک گذاشتن این اطلاعات با شما پیدا کرده ام احساس افتخار می کنم. حالا اگر آماده اید، سفرمان را با هم آغاز می کنیم.
فصل اول
تفکر مثبت، تفکر منفی، تفکر درست
شناختن تفاوت بین تفکر مثبت، تفکر منفی و تفکر درست ، نقطه آغازین ایجاد تغییرات پایدار و مانا در زندگی است.
یک شخص عادی را تصور کنید که پشت یک پیانو می نشیند و شروع به نواختن می کند. آنچه که می نوازد هیچ هارمونی، تناسب و ارزش موسیقایی ندارد زیرا بر روی نتهای مناسبی ضربه نمی زند. بالاخره از این آشفتگی، از لذت نبردن از موسیقی خسته می شود و تصمیم
می گیرد که که نزد یک مدرس موسیقی برود. مدرس به او می گوید: "شما قابلیت نواختن موسیقی دارید ولی اول از همه باید موسیقی را بفهمید."
هر کدام از ما قابلیت این را داریم که بازی زندگی را با تناسب، هارمونی و لذت بازی کنیم ولی اول از همه باید قواعد و اصول بازی را بدانیم.
زندگی بر اساس اصول و نیز قواعد فیزیکی جریان دارد. اگر غیر از این بود، نمی توانستید با هواپیما پرواز کنید زیرا هیچ نیروی جاذبه یا نیروی الکتریسیته ای وجود نمی داشت و یک به علاوه یک مساوی با دو
 نمی شد. قوانین هستی کاملاً قابل اتکا هستند.
این قوانین نه تنها قابل اتکا بلکه لایتغیرند.  می توانید به آنها اتکا کنید زیرا همیشه یکسان اند. اساساً هستی هرگز شما را نا امید نمی کند. هستی اهمیت نمی دهد که آیا پیر هستید یا جوان، کوتاه یا بلندقد، چاق یا لاغر، زن یا مرد. قدرت. نیرو یا انرژی خنثی است و ما آن را با افکار مان جهت می دهیم.
کلام تو قانون است
آنچه ما می گوییم این است که کلام تو قانونی در هستی است ولی باید ابتدا این قوانین را شناخت. بدون داشتن شناختی از این قوانین، به واسطه جهل، نخواهیم توانست آنچه را که می خواهیم ایجاد کنیم.
بنیادی ترین قانونی که سایر قوانین با آن هماهنگی دارند، قانون "علت و معلول" است. قانون علت و معلول می گوید که نتیجه یا تاثیر هر وضعیتی باید مساوی با علت باشد. علت همیشه یک ایده یا باور است. شیوه دیگر توصیف قانون علت و معلول، مثال کاشتن و درو کردن یا عمل یا عکس العمل است. یا اگر به زبان مدرن تر بخواهیم بگوییم: افکار من در نتایج کارهایم ظاهر می شود.
قانون علت و معلول، درست مانند تابش آفتاب، غیر شخصی است. شما در زیر نور آفتاب ایستاده اید و در نتیجه از خورشید گرما دریافت می کنید. اگر در زیر سایه قرار بگیرید، به نظر می رسد که خورشید، دیگر به شما نمی تابد. ولی چه کسی از زیر آفتاب به زیر سایه رفت؟ چه کسی شما را به داخل تاریکی برد؟ حقیقت این است که ما به واسطه جهلی که با خودمان به همراه داریم،  در تاریکی قرار گرفته ایم.
مسئله جهل
تکرار می کنم که قانون علت و معلول، غیر شخصی است. بدین دلیل است که می توان بسیاری افراد را دید که اساساً خوب هستند ولی در زندگی شان دچار مسایل و مصائب متعددی اند. این افراد در بخشی از زندگی شان دچار سوء فهم از قانون علت و معلول شده و یا آن را بد به کار برده اند. این مشکلات بدان معنا نیست که این افراد انسان های بدی هستند و یا انسان های خوبی نیستند، بلکه بدان معناست که آن ها، بواسطه جهل یا سوء فهم، قانون علت و معلول را بطور صحیح بکار نبرده اند. این تبیین را می توان برای هر قانون طبیعی به کار برد. برای مثال، قوانین ایرودینامیک یا قانون جاذبه به خودی خود کسی را نمی کشد، ولی یک سوء فهم از آن می تواند به این امر منجر شود؛ حتی اگر فرد مورد نظر، انسانی مهربان، مردم دوست و مثبتی باشد. هستی مانند یک رودخانه است و توجهی نمی کند که خوشحالیم یا غمگین، همچنان جریان دارد. برخی با این رود می روند و ناراحت اند، برخی دیگر نیز با این رود می روند و خوشحال هستند. ولی رودخانه توجهی به این امر ندارد و فقط به جریان خود ادامه می دهد. می توانیم از آن استفاده کنیم و لذت ببریم یا اینکه ناشیانه در آن بپریم و غرق شویم. در هر حال، رودخانه مسیر خود را ادامه می دهد چون غیر شخصی است. همین امر در زندگی نیز صادق است. این تفسیر و استفاده ما از قوانین است که نتایج اقدامات ما را تعیین می کند.
ما صرفاً آن چیزهایی را می توانیم درک کنیم که اذهان ما قابلیت دریافتش را دارند. ما ممکن است به اندازه یک قاشق چایخوری از رود خروشان هستی برداشت کنیم، شخص دیگری ممکن است به اندازه یک فنجان یا یک سطل و یا یک بشکه از آن برداشت کند. در هر صورت، رودخانه خروشان و پربرکت همیشه وجود داشته و منتظر ما است. آگاهی، ایده ها، و باورهای ما است که تعیین می کند آیا با یک قاشق چایخوری، یک فنجان، یک سطل یا یک بشکه به سراغ این رودخانه می رویم.
اگر ما دچار فقر فکری بوده و فقط با یک قاشق چایخوری به سراغ رودخانه زندگی برویم، ممکن است به دلیل این فقر فکری به سهم ناچیزی که از زندگی در این قاشق نصیبمان شده است لعنت بفرستیم یا ممکن است کسانی را که بیشتر از ما دارند نفرین کنیم. ولی به یاد داشته باشیم: هر آنچه را که نفرین کنیم بر ما نفرین خواهد فرستاد. ما می توانیم با هر ظرفیتی و هر وقت که بخواهیم به رود خانه زندگی مراجعه کنیم. تنها محدودیتی که بر سر راه ماست، ذهن ماست. حقیقت این است که می توانیم هر آنچه را که می خواهیم داشته باشیم، به شرط آنکه این فکر را که نمی توانیم آن را داشته باشیم کنار بگذاریم؛ به همین سادگی.
ادامه دارد 
 
                     



بازديد امروز:77
بازديد ديروز: 210
بازديد از ابتدا:70200