تعداد بازديد: 796
نجوا
مهمون ازراه اومده شهرشده آماده
بازم امشب تو حرم غلغله و فریاده
دل گنبد داره از غصه و غم می­ترکه
چند هزار تا دل غمگین
 تو خودش جا داده
قد گلدسته وقاری داره امشب که نگو
رو ضریح قامتش دست نیاز باده
تشنگی مثل گدایی که دروغی باشه
توی سقاخونه زیر دست و پا افتاده
غم غربت اومده دخیل ببنده به دلم
به گمونش دل من پنجره فولاده
زنده یاده سیدحسن حسینی


آخرين شماره: