تعداد بازديد: 269

مقدمه:
در دنیای کنونی که حجم فشارها و ناملایمات زندگی انسان­ها دو چندان شده، تنها انسان­هایی پایدار و باقی خواهند ماند که بتوانند خود را با شرایط گوناگون زندگی (خوشایند و ناخوشایند) وفق بدهند. پژوهش­های موجود در حوزه روانشناسی سلامت، این افراد را مقاوم نامیده است. افرادی که در نحوه فکر، احساس و رفتار  کردن بادیگران تفاوت دارند. شاید این همان چیزی است که آنان را در برابر فشارها و ناملایمات ضربه­ناپذیر می­سازد.
به راستی چرا این افراد با دیگران فرق دارند؟
 بررسی­ها بیانگر آنند که این افراد در زندگی­شان چند بعدی عمل می­کنند. یعنی هم از ادراک و شخصیت مناسب و خوبی برخوردارند و هم از سبکی در زندگی برخوردارند که آن­ها را موفق ساخته و از دغدغه­های ممکن دور می­سازد. اجازه دهید برای آشنایی بیشتر با این موضوع به تحلیل ویژگی­های این افراد بپردازیم.
ویژگی­های ادراکی - شخصیتی
در مواجهه با شرایط متنوع زندگی گاهی با کسانی روبرو می­شویم که براساس سبک و روش خاص خود طوری رفتار می­کنند که از نظر روانی و جسمانی سالم می­مانند. در حالی که برخی افراد چنان رفتار
 می­کنند که برآیند عمل آن­ها انواع اختلالات هیجانی و حتی جسمانی است. آنچه در این بخش تحت عنوان ویژگی­های ادراکی - شخصیتی مطرح می­شود سعی دارد بگوید که راز چنین تفاوت­هایی تا حد زیادی در ویژگی­های ذهنی و شخصیتی این افراد نهفته است.
سلیگمن (۲۰۰۰) یکی از نظریه­­پردازان معروف روانشناسی معتقد است که انسان­ها را می­توان براساس رویارویی با پدیده­های ذهنی - واقعی که در دو طبقه ادراکی جای دارد: طبقه ادراکات خوش­بینانه و طبقه ادراکات بدبینانه. افراد خوش­بین معمولاً گاهی مثبت و باز نسبت به چالش­ها و ناملایمات دارند. از این رو به نحوی رفتار و عمل می­کنند که می­توانند بر آن­ها غالب شوند. افراد بدبین برعکس نگاهی  منفی و بسته نسبت به
چالش­ها و سختی­داشته و بر این اساس طوری رفتار و عمل می­کنند که مغلوب آن­ها می­شوند. به اعتقاد سلیگمن افراد خوش­بین دارای سه ویژگی مهم ادراکی هستند: اولین ویژگی آن­ها این است که نگاهی بیرونی به اتفاقات و حوادث دارند، یعنی به عوض آنکه خود را ملامت و سرزنش کنند، محیط و اطراف را بانی و باعث می­دانند. دومین ویژگی این است که رویدادیک اتفاق یا حادثه را جزئی می­دانند و تصور می­کنند که در همه شرایط دیده نمی­شوند. سومین ویژگی این است که رویداد یک اتفاق را ثابت فرض نمی­کنند، بلکه باور دارند که در پشت هر اتفاق منفی نکته­­ای مثبت قرار دارد. برای مثال وقتی فردی خوش­بین با رویدادی (مثل برخورد نامناسب از طرف یک دوست) روبرو می­شود، آن را چنین تفسیر می­کند:
دوست من حتماً از چیزی در زندگی­اش ناراحت بوده که نتوانسته امروز برخورد خوبی داشته باشد. او در همه احوال این جوری نیست و در واقع در خیلی از موارد برخورد خوبی دارد.
دقیقاً برعکس افراد خوش­بین، بدبین­ها شیوه­ای معکوس  دارند. آن­ها همه چیز را درونی کرده و به خود نسبت می­دهند، رویداد یک اتفاق را کلی دانسته و آن را ثابت فرض می­کنند. برای مثال فرد بدبین همان برخورد را این چنین تفسیر می­کند:
حتماً من کاری کرده­ام که باعث ناراحتی دوستم شده­ام، من همیشه طوری رفتار می­کنم که او ناراحت می­شود بنابراین هیچ وقت من را تحویل نمی­گیرد.
ویژگی­های فوق بیانگر آن است که نگاه متفاوت ادراکی به خلق شدن سبک­های مختلف زندگی
می­انجامد. پژوهش­های طولی درباره این افراد نیز گویای این واقعیت است که خوش­بین­ها بیشتر عمر کرده، کمتر دچار اختلالات روانشناختی و جسمانی شده و خانواده سالم­تری دارند. در حالی که بدبین­ها
مرگ­های زود هنگام­تری داشته، به اختلالات روانشناختی و جسمانی بیشتر مبتلا شده و خانواده ناآرامی دارند.
در واقع ویژگی­های ادراکی خوش­بینانه و بدبینانه به ما می­آموزد که ادراکات افراد تاثیرات نیرومندی در افزایش یا کاهش مقاومت روانی - جسمانی آنان دارند.
ویتکین (۲۰۰۶) نیز به عنوان نظریه­پرداز ادارک معتقد است که افراد در رویارویی با پدیده­ها از دو سبک ادراکی برخوردارند: عده­ای به زمینه پدیده توجه دارند و عده­ای به آن علاقه­ای ندارند. ویتکین معتقد است که برای گروه اول همه چیز با حواشی و زمینه معنا پیدا می­کند. بنابراین جزئیات و موضوعات پیرامونی پدیده خیلی اهمیت دارند. برای مثال: وقتی فردی با ادراک وابسته به زمینه به مهمانی می­رود به موضوعاتی چون شکل خانه، وسایل رفاهی، نوع لباس­ها، نوع میوه و پذیرایی به عمل آمده بسیار توجه می­کند. بنابراین کیفیت مهمانی را با ارزیابی به عمل آمده از این جزئیات داوری می­کند. در حقیقت چنین فردی برخوردی احساسی و عاطفی با پدیده­ها دارد. شاید به این دلیل است که افراد وابسته به زمینه را عاطفی و حتی شاد، خونگرم و صمیمی دانسته­اند.
برعکس در افراد ناوابسته، به زمینه شکل دیگری از رفتارهای ادراکی دیده می­شود. این افراد در نگاه به پدیده­ها فقط به خود پدیده توجه دارند نه حواشی آن، برای مثال: فردی ناوابسته وقتی در یک مهمانی حضور پیدا می­کند،  خود مهمانی یعنی تعامل و دوستی بیش از تجملات یا دارایی­های صاحب خانه برایش اهمیت دارد. در حقیقت این افراد نگاهی معقولانه­تر به
 پدیده­ها دارند. شاید به همین دلیل است که این افراد در دنیای اجتماعی مستقل­تر و
 منطقی­­تر از افراد وابسته به زمینه­ها عمل می­کنند.
ویتکین معتقد است که افراد مقاوم قادرند بین این دو سبک ادراکی تعادل برقرار سازند. او معتقد است زندگی در عین نیازمندی به آدم­های مهربان و دوست­داشتنی به فردی مدیر و دقیق نیز نیاز دارد. بنابراین افراد مقاوم با ترکیب
 سبک­های  ادراکی وابسته و ناوابسته به زمینه (متعادل کردن هیجانات با تعقل) روشی را از زندگی بنا می­کنند که در آن شادی­ها، دوستی­ها و تعامل­ها همراه با اهداف و برنامه­ها سهمی مناسب دارند.
افراد مقاوم از منظر شخصیتی نیز قابل
بررسی­اند. در این راستا، برخی از نظریه­پردازان همچون استرنبرگ (۱۹۹۹) و مایهالی (۲۰۰۵) معتقدند که انسان­ها در برخورد با پدیده­ها طیفی از شخصیت خلاق تا کمتر خلاق را از خود نشان می­دهند. تحقیقات انجام شده درباره این افراد نشان می­دهد که آنان در رویارویی با
 پدیده­ها از روش­های زندگی متفاوتی برخوردارند.
گروه خلاق اهل چالش­اند و از پیشامدها و دشواری­ها استقبال می­کنند. در حقیقت آنان بر چالش­ها و ناملایمات هجوم می­برند. افراد خلاق معتقدند که تعالی زندگی به معنای حرکتی نو و پیش رونده به سوی آینده است. آینده­ای که توسط خود آنان ساخته می­شود نه دیگران. این افراد با داشتن اراده­ای قوی و روحیه­ای مقاوم، سرسختانه از چنبره سرنوشت به در آمده و گریزی موفق از آن دارند. در واقع وجود چنین ویژگی­های شخصیتی موفق از آن دارند.
برعکس در گروه کمتر خلاق، رفتارهای دیگری دیده می­شود. این گروه خود را تسلیم سرنوشت می­بینند و امیدی به تغییر آن ندارند. در واقع اینان همواره منتظر معجزه­ای در درون زندگی خود برای تغییر شرایط و امکانات هستند. با چنین ویژگی­های شخصیتی این افراد نه فقط از چالش­ها استقبال نمی­کنند بلکه از آن نیز می­گریزند. بنابراین برای آنان زندگی معنایی جز سکون و ایستایی ندارد. در حقیقت بودن و سر کردن با چنین افرادی موجب رسوخ حس یاس و ناامیدی در زندگی و در دیگران می­شود.
نتیجه­گیری
آنچه در قالب یک بحث کوتاه درباره افراد مقاوم مطرح شد نشان می­دهد که آنان در رویارویی با جنبه­های مثبت و منفی زندگی دارای ادراکات و شخصیت­هایی چند بعدی هستند. ویژگی­هایی که باعث می­شود تا آنان بتوانند متناسب با شرایط از خود واکنش نشان دهند. به عبارتی دیگر این افراد از یک کنترل­کننده قوی درونی برخوردارند که جهت و راه درست را رصد کرده و فرماندهی می­کند. با این حال، نباید تصور کرد که اینان چنین ویژگی­هایی را به ارث برده­اند بلکه درست­تر است که قبول کنیم آنان براساس یادگیری­هایشان ذهن و شخصیتی را برای خود آفریده­اند که پذیرای سبک خاص از زندگی می­شود. سبکی که در آن تغییر، اصلاح و تحول جایگاه ویژه­ای دارد. به واقع افراد مقاوم را باید افرادی دانست که برخوردی معقول با زندگی که خودآفریده­اند دارند.


بازديد امروز:85
بازديد ديروز: 210
بازديد از ابتدا:70208