مقدمه:
در دنیای کنونی که حجم فشارها و ناملایمات زندگی انسانها دو چندان شده، تنها انسانهایی پایدار و باقی خواهند ماند که بتوانند خود را با شرایط گوناگون زندگی (خوشایند و ناخوشایند) وفق بدهند. پژوهشهای موجود در حوزه روانشناسی سلامت، این افراد را مقاوم نامیده است. افرادی که در نحوه فکر، احساس و رفتار کردن بادیگران تفاوت دارند. شاید این همان چیزی است که آنان را در برابر فشارها و ناملایمات ضربهناپذیر میسازد.
به راستی چرا این افراد با دیگران فرق دارند؟
بررسیها بیانگر آنند که این افراد در زندگیشان چند بعدی عمل میکنند. یعنی هم از ادراک و شخصیت مناسب و خوبی برخوردارند و هم از سبکی در زندگی برخوردارند که آنها را موفق ساخته و از دغدغههای ممکن دور میسازد. اجازه دهید برای آشنایی بیشتر با این موضوع به تحلیل ویژگیهای این افراد بپردازیم.
ویژگیهای ادراکی - شخصیتی
در مواجهه با شرایط متنوع زندگی گاهی با کسانی روبرو میشویم که براساس سبک و روش خاص خود طوری رفتار میکنند که از نظر روانی و جسمانی سالم میمانند. در حالی که برخی افراد چنان رفتار
میکنند که برآیند عمل آنها انواع اختلالات هیجانی و حتی جسمانی است. آنچه در این بخش تحت عنوان ویژگیهای ادراکی - شخصیتی مطرح میشود سعی دارد بگوید که راز چنین تفاوتهایی تا حد زیادی در ویژگیهای ذهنی و شخصیتی این افراد نهفته است.
سلیگمن (۲۰۰۰) یکی از نظریهپردازان معروف روانشناسی معتقد است که انسانها را میتوان براساس رویارویی با پدیدههای ذهنی - واقعی که در دو طبقه ادراکی جای دارد: طبقه ادراکات خوشبینانه و طبقه ادراکات بدبینانه. افراد خوشبین معمولاً گاهی مثبت و باز نسبت به چالشها و ناملایمات دارند. از این رو به نحوی رفتار و عمل میکنند که میتوانند بر آنها غالب شوند. افراد بدبین برعکس نگاهی منفی و بسته نسبت به
چالشها و سختیداشته و بر این اساس طوری رفتار و عمل میکنند که مغلوب آنها میشوند. به اعتقاد سلیگمن افراد خوشبین دارای سه ویژگی مهم ادراکی هستند: اولین ویژگی آنها این است که نگاهی بیرونی به اتفاقات و حوادث دارند، یعنی به عوض آنکه خود را ملامت و سرزنش کنند، محیط و اطراف را بانی و باعث میدانند. دومین ویژگی این است که رویدادیک اتفاق یا حادثه را جزئی میدانند و تصور میکنند که در همه شرایط دیده نمیشوند. سومین ویژگی این است که رویداد یک اتفاق را ثابت فرض نمیکنند، بلکه باور دارند که در پشت هر اتفاق منفی نکتهای مثبت قرار دارد. برای مثال وقتی فردی خوشبین با رویدادی (مثل برخورد نامناسب از طرف یک دوست) روبرو میشود، آن را چنین تفسیر میکند:
دوست من حتماً از چیزی در زندگیاش ناراحت بوده که نتوانسته امروز برخورد خوبی داشته باشد. او در همه احوال این جوری نیست و در واقع در خیلی از موارد برخورد خوبی دارد.
دقیقاً برعکس افراد خوشبین، بدبینها شیوهای معکوس دارند. آنها همه چیز را درونی کرده و به خود نسبت میدهند، رویداد یک اتفاق را کلی دانسته و آن را ثابت فرض میکنند. برای مثال فرد بدبین همان برخورد را این چنین تفسیر میکند:
حتماً من کاری کردهام که باعث ناراحتی دوستم شدهام، من همیشه طوری رفتار میکنم که او ناراحت میشود بنابراین هیچ وقت من را تحویل نمیگیرد.
ویژگیهای فوق بیانگر آن است که نگاه متفاوت ادراکی به خلق شدن سبکهای مختلف زندگی
میانجامد. پژوهشهای طولی درباره این افراد نیز گویای این واقعیت است که خوشبینها بیشتر عمر کرده، کمتر دچار اختلالات روانشناختی و جسمانی شده و خانواده سالمتری دارند. در حالی که بدبینها
مرگهای زود هنگامتری داشته، به اختلالات روانشناختی و جسمانی بیشتر مبتلا شده و خانواده ناآرامی دارند.
در واقع ویژگیهای ادراکی خوشبینانه و بدبینانه به ما میآموزد که ادراکات افراد تاثیرات نیرومندی در افزایش یا کاهش مقاومت روانی - جسمانی آنان دارند.
ویتکین (۲۰۰۶) نیز به عنوان نظریهپرداز ادارک معتقد است که افراد در رویارویی با پدیدهها از دو سبک ادراکی برخوردارند: عدهای به زمینه پدیده توجه دارند و عدهای به آن علاقهای ندارند. ویتکین معتقد است که برای گروه اول همه چیز با حواشی و زمینه معنا پیدا میکند. بنابراین جزئیات و موضوعات پیرامونی پدیده خیلی اهمیت دارند. برای مثال: وقتی فردی با ادراک وابسته به زمینه به مهمانی میرود به موضوعاتی چون شکل خانه، وسایل رفاهی، نوع لباسها، نوع میوه و پذیرایی به عمل آمده بسیار توجه میکند. بنابراین کیفیت مهمانی را با ارزیابی به عمل آمده از این جزئیات داوری میکند. در حقیقت چنین فردی برخوردی احساسی و عاطفی با پدیدهها دارد. شاید به این دلیل است که افراد وابسته به زمینه را عاطفی و حتی شاد، خونگرم و صمیمی دانستهاند.
برعکس در افراد ناوابسته، به زمینه شکل دیگری از رفتارهای ادراکی دیده میشود. این افراد در نگاه به پدیدهها فقط به خود پدیده توجه دارند نه حواشی آن، برای مثال: فردی ناوابسته وقتی در یک مهمانی حضور پیدا میکند، خود مهمانی یعنی تعامل و دوستی بیش از تجملات یا داراییهای صاحب خانه برایش اهمیت دارد. در حقیقت این افراد نگاهی معقولانهتر به
پدیدهها دارند. شاید به همین دلیل است که این افراد در دنیای اجتماعی مستقلتر و
منطقیتر از افراد وابسته به زمینهها عمل میکنند.
ویتکین معتقد است که افراد مقاوم قادرند بین این دو سبک ادراکی تعادل برقرار سازند. او معتقد است زندگی در عین نیازمندی به آدمهای مهربان و دوستداشتنی به فردی مدیر و دقیق نیز نیاز دارد. بنابراین افراد مقاوم با ترکیب
سبکهای ادراکی وابسته و ناوابسته به زمینه (متعادل کردن هیجانات با تعقل) روشی را از زندگی بنا میکنند که در آن شادیها، دوستیها و تعاملها همراه با اهداف و برنامهها سهمی مناسب دارند.
افراد مقاوم از منظر شخصیتی نیز قابل
بررسیاند. در این راستا، برخی از نظریهپردازان همچون استرنبرگ (۱۹۹۹) و مایهالی (۲۰۰۵) معتقدند که انسانها در برخورد با پدیدهها طیفی از شخصیت خلاق تا کمتر خلاق را از خود نشان میدهند. تحقیقات انجام شده درباره این افراد نشان میدهد که آنان در رویارویی با
پدیدهها از روشهای زندگی متفاوتی برخوردارند.
گروه خلاق اهل چالشاند و از پیشامدها و دشواریها استقبال میکنند. در حقیقت آنان بر چالشها و ناملایمات هجوم میبرند. افراد خلاق معتقدند که تعالی زندگی به معنای حرکتی نو و پیش رونده به سوی آینده است. آیندهای که توسط خود آنان ساخته میشود نه دیگران. این افراد با داشتن ارادهای قوی و روحیهای مقاوم، سرسختانه از چنبره سرنوشت به در آمده و گریزی موفق از آن دارند. در واقع وجود چنین ویژگیهای شخصیتی موفق از آن دارند.
برعکس در گروه کمتر خلاق، رفتارهای دیگری دیده میشود. این گروه خود را تسلیم سرنوشت میبینند و امیدی به تغییر آن ندارند. در واقع اینان همواره منتظر معجزهای در درون زندگی خود برای تغییر شرایط و امکانات هستند. با چنین ویژگیهای شخصیتی این افراد نه فقط از چالشها استقبال نمیکنند بلکه از آن نیز میگریزند. بنابراین برای آنان زندگی معنایی جز سکون و ایستایی ندارد. در حقیقت بودن و سر کردن با چنین افرادی موجب رسوخ حس یاس و ناامیدی در زندگی و در دیگران میشود.
نتیجهگیری
آنچه در قالب یک بحث کوتاه درباره افراد مقاوم مطرح شد نشان میدهد که آنان در رویارویی با جنبههای مثبت و منفی زندگی دارای ادراکات و شخصیتهایی چند بعدی هستند. ویژگیهایی که باعث میشود تا آنان بتوانند متناسب با شرایط از خود واکنش نشان دهند. به عبارتی دیگر این افراد از یک کنترلکننده قوی درونی برخوردارند که جهت و راه درست را رصد کرده و فرماندهی میکند. با این حال، نباید تصور کرد که اینان چنین ویژگیهایی را به ارث بردهاند بلکه درستتر است که قبول کنیم آنان براساس یادگیریهایشان ذهن و شخصیتی را برای خود آفریدهاند که پذیرای سبک خاص از زندگی میشود. سبکی که در آن تغییر، اصلاح و تحول جایگاه ویژهای دارد. به واقع افراد مقاوم را باید افرادی دانست که برخوردی معقول با زندگی که خودآفریدهاند دارند.