تعداد بازديد: 314
مقاله
خوش‏بینى را مى‏توان، استفاده کردن از تمامى ظرفیت هاى ذهنىِ مثبت و نشاط انگیز و امیدوار کننده در زندگى، براى تسلیم نشدن در برابر عوامل منفى ساخته ذهن و احساس هاى یأس‏آورِ ناشى از دشوارى ارتباط با انسان ها و رویارویى با طبیعت دانست.(۱) در یک کلام، مثبت‏اندیشى را مى‏توان «داشتن امید همیشگى به یافتن راه حل» و به تعبیر شایع، «خوش‏بینى» نسبت به جهان، انسان، و خود برشمرد.
*ارزش «مثبت اندیشى»
حضرت محمّد - که درود خداوند بر او و اهل بیت پاکش باد - فرمود: «خداوند، با نگاهى خوش‏بینانه (با قضایا) برخورد کردن را دوست مى‏دارد».(۲) ایشان در جایى دیگر فرمود: «چه چیزِ نیکویى است خوش‏بینى!».(۳) امیرالمؤمنین (ع) نیز پیروزى و کامیابى را در خوش‏بین بودن و فال خیر زدن مى‏داند.(۴)
خوش‏بینى سبب افزایش امید و نشاط در زندگى است ؛ امیدى که زندگى بدون آن تقریباً غیر ممکن است. متفکّران بزرگ گذشته ما معتقد بودند که اگر چنانچه انسانى سرش را داخل آب فرو برد و در همان لحظه، امید از او گرفته شود، دیگر بار، رغبتى براى خارج نمودن آن از خود نشان نخواهد داد». این تعبیر - که مورد پذیرش روانشناسان بزرگ معاصر نیز هست - مثال روشنى براى نشان دادن اهمیت حیاتى امید در زندگى است.
از روش هایى که مى‏تواند در زنده کردن و زنده نگاه داشتن امید، تأثیر بسزایى داشته باشد همین خوش‏بین بودن و به جهان و جهانیان، نیکو نگریستن است (البته باید توجه شود که خوش‏بینى به معناى ساده لوحى - که هر کسى بتواند از ما سوء استفاده نماید - نیست، بلکه مراد، نگاه کردن از بالا و از منظرى وسیع‏تر از چیزى است که قبلاً مى‏نگریستیم).
افرادى که از زندگى مأیوس و دلزده هستند و اذعان مى‏کنند زندگى‏شان بیهوده است، در واقع: «چشم دارند ولى نمى‏بینند و گوش دارند و لکن نمى‏شنوند». اینجاست که راهنمایى و مداواى چنین افرادى مشکل مى‏نماید. خداوند حکیم فرمود: «آیا تو (اى پیامبر) مى‏توانى کَران را شنوا کنى، یا نابینایان را و کسى را که همواره در گمراهىِ آشکارى قرار دارد، راه نمایى؟».(۵)
و در واقع، گناه این کوتاهى فقط بر گردن خود آن هاست، نه خداوند و نه سرنوشت و نه هیچ کس دیگر!
*چگونه مثبت اندیش شویم؟
خوش‏بینى و عموماً مثبت‏نگرى از منظر روانشناسى خصوصاً در این اواخر از اهمیت زیادى برخوردار بوده است، و افرادى همانند «مارتین سلیگمن» از دانشگاه پنسیلوانیا و «سیکزنت میهالى» مجارستانى تبار از دانشگاه شیکاگو با برافراشتن پرچمى به نام «روانشناسى مثبت‏اندیشى» به این دیدگاه، بیشتر دامن زده‏اند.(۶)
*راهکار
۱ . براى ایجاد خوش‏بینى و تقویت آن باید از «لحظه»ها استفاده کرد. براى استفاده بهینه از زمان در این جهت، مى‏توان از شیوه مشهور پیشنهادى امام صادق (ع) (تقسیم سه گانه نگاه به گذشته، حال و آینده) بهترین استفاده ممکن را بُرد. بدین صورت که از تجربه گذشتگان در زمان حال، استفاده کنیم تا آینده‏اى روشن، جلوه‏گر شود.(۷) این، به جاى غُصّه خوردن براى گذشته و نگرانى همیشگى به خاطر آینده است.
۲ . باید از امکانات موجود، هرچه هست، استفاده نماییم و منتظر کامل شدن تمام وسایل و زمینه‏هاى مورد نیاز نمانیم ؛ چرا که اوّلاً «فردا دیر است» و ثانیاً آنچه اکنون داریم، هرچه باشد، بالأخره بخشى از چیزهایى است که باید باشند. یک ضرب المثل چینى مى‏گوید: «اگر در جنگل زندگى مى‏کنى، قدر چوب را بدان» و عُرفا گفته‏اند: «هر سفر دور و درازى، با یک گامْ آغاز مى‏شود».
خوش‏بین بودن، هزینه چندانى نمى‏خواهد. فقط کافى است تصمیم و عزم جدّى در کار باشد.
به قول نویسندگان کتاب «رمز موفقیت»، اگر بر این باور باشیم که «ما وارثان بحقّ مُلک الهى هستیم» و همواره با این نگاه، حرکت کنیم و بیندیشیم، تمامى آرزوهاى ما به تدریج، جامه عمل خواهند پوشید.(۸)
۳ . بعد از توجّه به زمان و گرفتن تصمیم قاطع، نوبت به مرحله عمل (یعنى شروع «مثبت اندیشى» در عرصه رفتار) مى‏رسد و یکى از بهترین شیوه‏هایى که در این مرحله مى‏تواند بسیار مثمر ثمر باشد، «تلقین» است.
دکتر «امیل گوئه» معروف‏ترین فردى است که کاربرد این تکنیک را مطرح نموده است. اساس این تکنیک بر استفاده از ضمیر ناخودآگاه استوار است؛ یعنى اینکه به واسطه تلقین نمودن، افکار مثبت و شادى‏بخش را هوشیارانه به اندرون خود بکشیم و براى حفظ و بقاى آن ها کوشش نماییم و افکار منفى و بدبینانه و مبتنى بر توهّم و خیالات واهى و وسوسه‏ها و کوته‏نظری ها را دور بریزیم و به یاد داشته باشیم که شادى و نشاط واقعى و پایدار، در درون خود ماست. پس آن را به وسیله تلقین و ابزارهایى از این قبیل، از درون خود، جستجو نماییم.
این نکته را نیز توجه داشته باشیم: همچنان که تلقینِ مسائل مثبت به خود و دیگران در زندگى، از جمله نگاه خوش‏بینانه به اطراف و مسائل، زمینه‏ساز به وجود آمدن زندگى آرمانى مى‏شود، تلقین منفى نیز مى‏تواند اثرات بسیار مخرّبى را از خود به جاى بگذارد. از باب نمونه پیامبر اکرم فرمود: «کذب را تلقین نکنید ؛ چرا که شما را گرفتار خود مى‏کند» و در ادامه فرمود: «پسران یعقوب - که درود خدا بر او باد - نمى‏دانستند که گرگ، انسان را مى‏خورد، تا این که پدرِ آن ها، فال بد زد و این مطلب را ناخواسته به
آن ها تلقین نمود و همین، سبب شد که انگیزه‏هاى بدى در آن ها بیدار شود و مرتکب چنان ادعاى دروغینى شدند».(۹)
۱. نگرش مثبت، اِلوود همپتن، ترجمه: فهیمه نظرى، مؤسسه ایزایران، ۱۳۸۱ش،
 ص ۱۱.
۲. عوالى اللئالى، ج ۱، ص ۲۹۱، ح ۱۵۵.
۳. مسند الشهاب، ج ۲، ص ۲۶۱، ح ۸۲۲ .
۴. غرر الحکم، ح ۴۴۶۶.
۵. سوره زخرف، آیه ۴۰.
۶. تحف العقول، ص ۳۲۴.
۷. بحارالأنوار، ج ۱۲، ص ۲۲۱.
۸. اینترنت، والتر اندرسون، ترجمه: سید سعید علوى نایینى.
۹. رمز موفقیت، دیل کارنگى و جیمز آلن و الا وایلر، ترجمه: محمدجواد پاکدل و مسعود میرزایى، نشر پارسا، ص ۱۶۲.
 


بازديد امروز:87
بازديد ديروز: 210
بازديد از ابتدا:70210