چرا دلتاي مثبت؟
يادش بخير، رشته ام رياضي بود و سركلاس درس يكي از معلمهاي بسيار سختگير و جدي دوران دبيرستان كه بسيار هم بر تدريس مسلط بود، نشسته بودم. او عادت داشت قبل از شروع درس جديد مسائل درس قبل را حل كند و اين كار را براي محك زدن بچه هاي كلاس معمولاً توسط خود بچه ها انجام مي داد. هر بار كسي را بر پاي تخته فرامي خواند و او بايد مسائل را حل مي كرد و اگر درست حل نمي كرد، سرنوشت محتومش بيرون شدن از كلاس بود. به همين جهت حتي بازيگوش ترين دانش آموزان هم سر كلاس درس او ميخكوب پشت ميزشان مي نشستند و لب نمي جنباندند.
يك روز كه اتفاقاً مبحث معادلات دلتايي مطرح بود، معلم به همين منوال صورت يك مساله را پاي تخته نوشت و تا اواسط آن، خودش حل كرد و براي امتحان كردن ميزان يادگيري بچه ها، يكي از بچه ها را صدا زد تا بقيه مساله را حل كند. آن دانش آموز كه اتفاقاً از بازيگوشان كلاس هم بود، رياضي اش خيلي بد نبود ولي پاي تخته كه رفت، مات و مبهوت از ادامه حل مساله بازماند و هر چه به ذهنش فشار آورد نتوانست ادامه دهد و طبيعي بود كه بايد از كلاس بيرون مي رفت و چنين شد. سه نفر ديگر هم به همين منوال از كلاس بيرون شدند. تا اينكه اتفاقي نوبت به من رسيد و چون ميز اول بودم، معلم مرا صدا زد و از حق نگذريم آنقدر هم جدي و ظاهرش اخمو بود كه اگر كسي بلد هم بود، دچار مشكل مي شد.
خدا را شكر چون درس را خوب فراگرفته بودم متوجه شدم كه در واقع اصلاً اين مساله قابل ادامه دادن نبوده و معلم به اين وسيله خواسته بود به يك نكته انحرافي اشاره كند. چرا كه مساله دلتايش منفي بود و در مبحث مثلثات، معادلاتي كه دلتايشان منفي است، به دليل بي ريشه بودن آن ها، مساله همان جا خاتمه مي يابد.
تا پاي تخته رفتم با اطمينان گفتم دلتايش منفي است و ريشه ندارد. اگر دلتايش مثبت بود، ريشه داشت و مي شد ادامه داد. معلم مرا تحسين كرد و گفت بقيه مسائل را هم حل كنم.
اكنون كه بالغ بر 23 سال از آن روز مي گذرد، هنوز آن خاطره به صورت حك شده، در ذهنم باقي مانده است و آنقدر آن را مرور كردم كه ناخودآگاه به فكري عميق فرو رفتم كه چه خوب است آدمي هم اگر مثل معادله هاي دلتايي شد، انساني ريشه دار باشد يعني انساني باشد با دلتاي مثبت.
هر چند خداوند متعال ريشة پاك الهي را در فطرت و نهاد همه انسان ها مي گذارد ولي چه بسيارند افرادي كه قدر اين ريشه را نميدانند و آن را به وسايل مختلف ميخشكانند و آن وقت ميشوند افرادي بيريشه و يا به تعبير قرآن كريم مانند درختي ناپاك و متزلزل كه هيچ قرار و ثباتي هم ندارد.
« مثل كلمه طيبه كشجره طيبه اصلها ثابت و فرعها في السماء» و «مثل كلمه خبيثه كشجره خبيثه»
پس بيائيم همه مان با اين تعبير جديد آدمي بشويم با «دلتاي مثبت»
طبيعتاً چنين انساني كه ريشه محكم الهياش مانند درخت تناور و پاك و پرثمري باقي است و دلتايش مثبت است در زندگي و رفتارش هم مثبت مي انديشد، مثبت عمل مي كند و بالاخره «مثبت» است.
پس همان گونه كه علامت دلتا يك مثبت استف شعار ما در اين مجله هم سه ضلع اين مثلث باشد كه:
مثبت بيانديش،
مثبت عمل كن
مثبت باش.